۱۳۸۹ تیر ۱۹, شنبه

کودتای نوژه: قیام ارتشیان ايران در 18 تير ماه 1359



کارنامه ارتش ايران در هنگامه شورش سال ١٣۵٧(١٩٧٩) توسط گروهی از ارتشيان خائن خدشه دار شد. دو سال بعد گروه ديگری از افسران ميهن پرست و رشيد ايران آبروی بجوب رفته را باز خريدند. گروهی از ارتشيان که امروز بعد از ٢۵ سال مدعی هستند که بدلايل سياسی مجبورشدند تن به ذلت مصالحه با جمهوری اسلامی و بيعت با خمينی بدهند پشيمان شده و ميخواهند خود را تبرئه نموده و عمل اشتباه خود را به نعل و ميخ بزنند. ارتشيان کسانی بودند که ميتوانستند براحتی جلوی رژيم را گرفته و مانع ورود هواپيمای مردی که ايران برای او "هيچ" بود بشوند.

قيام ١٨ تير ١٣۵٩يکی از تجليات با شکوه هم آهنگی ملت و ارتش ايران برای نجات کشور بشمار ميرود. اوج دلاوری ارتشيان را زنده يادان افسران و درجه داران ارتش شاهنشاهی ايران همراه با ميهن پرستان دلير در درون مرز نشان دادند. اين قيام به سبب توطئه بيگانگان و خيانت بيگانه پرستان، پيش از موفقيت نهائی به خون نشست و بيش از ٢٨٣ تن از دلاوران غيور ايران را به جوخه های تيرباران سپرد.حماسه ١٨ تيرماه ١٣٥٩ ، حماسه جانبازی دليرانی بودکه درتلاشی نوميدانه ولی مصمم برای نجات کشورشان ازسقوط به ظلمات قرون وسطائی، مرگی مردانه رابه جان خريدند در این برنامه بنا بود که با پرواز هواپیماها از پادگان شاهرخی بیت خمینی،فرودگاه امام و چندین نقطه حساس در تهران بمب باران و رژیم فلج شود که البته به دلایلی ناکام ماند. حتی يکنفر ازآنان ،چه زن وچه مرد، چه لشگری وچه کشوری،پيرو جوان، ازبالاترين رده های ارتشی گرفته تاسربازساده دربرابر دژخيمان اظهار عجز نکردوسرفرودنياورد. حماسه ای که اينان آفريدند يکی از غرورانگيزترين حماسه تاريخ ماپس از قيامهای پياپی دوقرن اول اسلامی دربرابرتازيان استيلاگربود.

ريشهری قاضی ٢٤ ساعته که در اين مدت کوتاه حکم اعدام بيش از ٢٤٠ نفر را صادر کرد؛ درباره اين دليران قيام ١٨ تيرماه ميگويد: بطوريکه دربازجوئيهامشخص کرديم عناصراصلی کودتای نافرجام نوژه عبارت بودنداز: ساواکی ها؛ ماموران ضدانقلاب رژيم سابق؛ بهائی ها؛ تعدادی از دراويش وعده زيادی زنان فاحشه!

قيام مردانه حماسه آفرينان ١٨ تير اصولا" بخت بسياری برای پيروزی نداشت زيراکه درآن هنگام منافع سياسی ونظامی واقتصادی وخصوصی بسياری؛ شکست چنين قيامی راايجاب ميکرد. ولی ترديد نداشته باشيم که همه ناگفته های اين فاجعه گفته خواهدشد؛ وهمه واقعيتهای اين حماسه شکوهمند که چگونه اين شيرمردان فداکار را دست وپابسته تسليم دشمنان کردند؛ به آگاهی آيندگان خواهد رسيد.

سرگرد خلبان فرخزاد جهانگيری درجلسه دادرسی درپاسخ ريشهری گفت» : مابرای پول يابرای مقام دست به قيام نزديم. «.دراينصورت لازم نيست بپرسيد که ازکارمان پشيمان هستيم ويانيستيم؟ البته که نيستيم .




روایت میکنند که یکی از سربازان زیر فشار روانی شب پیش از عملیات جریان را با مادر خویش در میان می گزارد و او هم ماموران حکومتی را خبر میکند که البته این رواین چندان درست و مستند نیست و از سوی دیگر بسیاری با لاف وگزاف وبا تفاخر ادعاکردندکه کشف کودتای نوژه ازمفاخر آنها است. ابوالحسن بنی صدر رئيس جمهورملايان مدعی شدکه روزپيش از قيام (دوگروه سياسی) جريان رابه اواطلاع داده بودند. سرتيپ ظهيرنژاد ادعا کرد که يک ماه پيش اطلاعات مربوط به اين قيام به دفتراورسيده بودودوهفته بعد از آن ١٥ نفر در اين رابطه دستگيرشده بودند.مسعودرجوی اطمينان ميداد که (کودتا) را او لو داده است. وکيانوری رهبر حزب توده تاکيدداشت که اين اطلاعات رااولين بار اودراختياررژيم گذاشته است. ريشهری نيزمدعی بود که دانشجويان ازپنج ماه پيش اين برنامه رابه او خبرداده بودند. ابوشريف؛ مصطفی چمران و جواد باهنرهرکدام اين افتخار را مربوط به خودشان دانستندهر چه هست عوامل چپ و کمونیست ها در این باره تاثیر گزار بودهع اند.

چهره بسياربارز اين گروه ٢٨٠ نفری سرتيپ خلبان آيت محققی است که ازنظرسلسله مراتب نظامی بعد از سپهبد سعيدمهديون مقام ارشدگروه بود و ازبهترين خلبانان ارتش شاهنشاهی بشمارميرفت.

ويديوی ضبط شده جلسات دادرسی او توسط خود رژيم تهيه شده بود که مورداستفاده تبليغاتی قراربگيرد ؛بيانات آرام؛شمرده وروشن سرتيپ محققی که ازآغاز تاپايان آن هيچ جانشانی ازضعف درآن نميتوان يافت؛ نمونه غرورانگيزی ازطرزفکروسخن يک سربازشايسته ايران است.او در محاکمه خود به ريشهری ميگويد:

يادم هست که دريک بازجوئی قبلی؛ بشماگفته بودم که ممکن بود در دو ساعت اول حداکثر ٢٠ % از ارتش و يامردم ازماحمايت کنند. ولی بعد ازدوساعت اول حداقل ٤٠ % حمايت خواهندکرد؛ تا غروب ٨٠ % و تا صبح روزبعد احتمالا %١٠٠.


سرتیپ خلبان آیت محققی

گوشه ای دیگر از تلاش های میهن پرستان ارتش شاهنشاهی برای سرنگونی رژیم ایران در سی سال گذشته:

*زنده ياد سپهبد بقراط جعفريان يکی از اميران دلاور ارتش شاهنشاهی ايران بود که در بحبوحه شورش سال 57 به قصد فرو نشاندن آن دست بکوشش زد. شورشيان و حاميان بيگانه آنها اين امير دلاور را در حين پرواز با هلی کوپتر ميان دزفول و اهواز که بمنظور هم آهنگ کردن حرکت يگانهای تحت فرماندهی خود جهت عزيمت به سوی پايتخت و سرکوب شورشيان در حرکت بود به آتش بستند و بقتل رساندند. چه کسانی ايشان را بدون پشتيبان گذاشت و چه کسانی گلوله و تفنگ در اختيار اوباش و اراذل گذاشت؟!

*زنده ياد ناخدا شهريار شفيق يکی از اولين افسران ارتش شاهنشاهی ايران بود که پس از شورش سياه سال 57 به مبارزه با جمهوری اسلامی برخاست و تلاش گسترده ای برای از بين بردن جنايتکاران و ترور آفرينان نمود.اما جنايتکاران اسلامی اين مرد دلاور را ترور کردند تا حرکت ارتشيان را در نطفه خفه کنند که البته موفق نشدند و دوستان و همرزمانش راه او را ادامه دادند.

*زنده ياد سرتيپ جواد معين زاده، امير ارتش شاهنشاهی ايران بود که با ايجاد "ارتش رهائی بخش ايران" اولين سازمان(نظامی –سياسی) را بر عليه رژيم مذهبی ایران بنيان گذاشت . "آرا" ارگان رسمی اين سازمان در سال های ابتدائی شورش ۵٧ اولين نشريه مبارزان خارج از ايران بود که ميهن پرستانی را برای سرنگونی رژيم آخوندی در کنار هم قرار داد.

*زنده ياد ارتشبد غلامعلی اويسی، از اميران ارتش شاهنشاهی بود که بر عليه رژيم جمهوری اسلامی قيام کرد. بسياری از ارتشيان و ميهن پرستان مبارز به حرکت اين امير نامدار پيوستند و گروهی از آنان نيز در پايگاهی در مرز های ايران مستقر شدند. اما او همراه برادرش غلامحسين اويسی با گوله مزدوران رژيم و ايادی بيگانه به قتل رسيد.

*زنده ياد سرلشگر علاء الدين ناظم که به قصد سرنگونی رژيم قد علم کرده بود حرکت خود را به داخل ايران برد که تلاش های او با توطئه مزدوران بيگانه و رژيم خونخوار بی نتيجه ماند.

*زنده ياد ارتشبد بهرام آريانا امير دلاور ديگر ارتش شاهنشاهی ايران بود که برای سرنگونی حکومت آخوندی با رشادت بپا خاست و در ترکيه حرکت رهائی بخش ايران را آغاز نمود؛ حرکت اين امير ايران پرست با توطئه حاميان حکومت آخوندی نا کام ماند. عمليات ربودن ناوچه تبرزين نيز از جمله تلاش هائی بود که به فرماندهی افسران نيروی دريائی شاهنشاهی انجام گرفت ولی بدليل عدم استقبال از جانب بعضی افراد بی نتيجه ماند.

ويديوی دادگاه افسران ارتش در کودتای نوژه را میتوانید فردا از این تارنما دانلود کنید.در این فیلم تیمسار آیت محققی چگونگی طرح را بیان میکند.


دانلود

فیلم محاکمه عاملان کودتای نوژه در بیدادگاه انقلاب اسلامی – کیفیت بالا (حجم 9/4 مگابایت)


فیلم محاکمه عاملان کودتای نوژه در بیدادگاه انقلاب اسلامی – کیفیت پایین (حجم 3/5 مگابایت)




منبع: تریبون آزاد پان ایرانیست خوزستان


۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

یک دهه مبارزه: جنبش دانشجویی را تنها نگذاریم



در یک دهه اخیر، جنبش دانشجویی ایران نقشی غیرقابل انکار در تحولات اجتماعی و سیاسی کشور ایفا کرده است. برخلاف سالهای پیش از انقلاب که دانشگاه همواره آبستن ایدئولوژی های اسلامی و مارکسیستی و بروز و ظهور جریان های متعصب و رادیکال انقلابی بود، در دهه های پس از انقلاب جنبش دانشجویی ایران ضمن حفظ مواضع آرمانگرایانه و آزادیخواهانه خود – به عنوان وجدان همیشه بیدار جامعه – با تغییر نگرش های و شعارهای خود همگامی بیشتری با جامعه نشان داده است. اساساً جنبش دانشجویی به مثابه جریانی برآمده از بطن جامعه همواره در صف مقدم مبارزه ملت ایران برای استیفای حقوق خود قرار داشته و دارد. اما تفاوت های بنیادین در شعارها و مواضع جنبش دانشجویی ایران در سالهای قبل و بعد از انقلاب را می توان ناشی از افزایش آگاهی و بیداری دانشجویان – و به طور کلی طبقه دانشگاهیان – و شکست ایدئولوژی های اسلامی و مارکسیستی در حفظ پایگاه های اجتماعی خود دانست. ایدئولوژی اسلامی با روی کار آمدن رژیم کنونی ایران عملاً در تمام عرصه ها شکست خورد و دیگر کمترین جاذبه ای در میان مردم ایران ندارد. اگر رژیم اسلامی همچنان توانسته پایگاه متزلزل خود را در میان اقشار ناآگاه و مستضعفان فکری جامعه تا حدودی حفظ کند، اما مدتهاست که حنای این رژیم و تئوری های اسلامی-انقلابی آن در میان طبقات آگاه و تحصیلکرده جامعه ایران رنگ باخته است. فروپاشی دیکتاتوری سرخ اتحاد جماهیر شوروی و سرنگونی نظام های توتالیتر وابسته به آن و تجربه ناموفق رژیم های استبدادی دیگری که همچنان بر مبنای شعارهای مارکسیستی –کمونیستی به حیات خود ادامه می دهند (نظیر کوبا یا کره شمالی)، تصویر ناخوشایندی از ایدئولوژی چپ در ذهن جوانان و دانشجویان ایرانی برجای گذاشته است.

بنابراین، نسل جدیدی که پس از انقلاب فرهنگی وارد دانشگاه ها شد، به تدریج از ایدئولوژی های مرسوم پیش از خود فاصله گرفت و با بازنگری در شعارها و مواضع پیشین خود تلاش کرد نگاه واقع گرایانه تری به معضلات جامعه خود داشته باشد. تغییرات اجتماعی، افزایش روزافزون تعداد دانشجویان و همزمان با آن افزایش آگاهی جامعه با ورود وسایل ارتباط جمعی نوین نظیر ماهواره و اینترنت نقشی اساسی در تغییر مطالبات جوانان ایرانی داشت. جوان دانشجوی ایرانی اندیشیدن و دانستن را حق مسلم خود می دانست، نسبت به بی عدالتی های موجود در جامعه خود حساسیت نشان می داد و ریشه فقر و تبعیض را در فساد حاکمان می دید. دموکراسی را یکی از حقوق بدیهی و انسانی خود و همنوعانش می دانست و پویایی جامعه را، بدون وجود آزادی بیان و دموکراسی، غیرممکن می پنداشت. اما نظام حاکم بر ایران به روال گذشته تنها راه چاره را در سرکوب خواست های دانشجویان و روشنفکران ایرانی می دید و همواره بجای پاسخگویی به نیازها و مطالبات جوانان ایرانی، از ابزار سرکوب و ارعاب بهره می جست.

انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 امیدی تازه در دل بسیاری از مردم ایران ایجاد کرد تا شاید بتوانند با اتحاد و همبستگی خود و از راه های دموکراتیک تغییراتی در نظام حاکم بر ایران پدید آورند. پس از سالها سکوت و ترس، بسیاری از مردم شهامت آن را یافته بودند تا بار دیگر آزادانه افکار و عقاید خود را به زبان آورده و از لزوم ایجاد تغییرات در ساختار استبدادی جمهوری اسلامی سخن بگویند. حضور گسترده مردم در پای صندوق های رأی و پیروزی اصلاح طلبان که با شعار تغییر به میدان آمده بودند، امیدواری ها را دوچندان کرد. همزمان با این تحولات، جنبش دانشجویی گام های بلندتری در راه دفاع از آرمان ها و مطالبات مردم ایران بر می داشت. آزادی های اندکی که پس از 2 خرداد 1376 بدست آمده بود کمک کرد تا روزنامه نگارانی که هنوز قلم خود را سلاحی قدرتمند در بیان دردهای جامعه خویش و به چالش کشیدن اهرم های قدرت می دیدند، اندیشه های آزادیخواهانه شان را به روی کاغذ بیاورند و بتوانند برای مدت زمان محدودی از روزنامه ها و نشریات خود به عنوان پایگاهی نیرومند در اطلاع رسانی شفاف و صحیح به مردم استفاده کنند. هرچند که این وضعیت خوشایند، چندان پایدار نماند و با حکم حکومتی رهبر رژیم اسلامی یک شبه دهها روزنامه و نشریه توقیف و آزادی مطبوعات ناجوانمردانه به دست ناجوانمردی چون سعید مرتضوی گردن زده شد. یکی از روزنامه های اصلاح طلب آن دوران، روزنامه «سلام» به مدیر مسئولی سید محمد خوئینی ها بود. تیتر نخست این روزنامه در تاریخ 15 تیرماه 1378 چنین بود: «سعيد اسلامی پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است». تیتری که هم برای روزنامه دردسرساز شد و هم برای حکومت. روزنامه سلام به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی (اسلامی) به وزیر وقت اطلاعات، قربانعلی دری نجف آبادی توقیف شد و همین امر بهانه ای بود برای اعتراض دانشجویان به افزایش فشار رژیم بر مطبوعات.



بدون تردید، توقیف روزنامه سلام بهانه ای بود تا دانشجویان انزجار خود را از استبداد حاکم بر فضای ایران نشان دهند، اما حمله نیروهای انتظامی و شبه نظامی (انصار حزب الله) به خوابگاه کوی دانشگاه و برخورد وحشیانه آنها با دانشجویان فصل جدیدی از مبارزات جنبش دانشجویی ایران را کلید زد. خشم دانشجویان از رفتار وحشیانه عوامل سرکوبگر و دفاع مقامات رژیم– و در رأس آنها شخص رهبر - از آنان از یک سو، و بی توجهی یا شاید هم ناتوانی اصلاح طلبان در دفاع از حقوق دانشجویان آسیب دیده از سوی دیگر، موجب شد که بخش عظیمی از جنبش دانشجویی ایران پس از تحلیل وقایع تیرماه 1378 برای همیشه حساب خود را از حاکمیت جدا سازد. ناامیدی دانشجویان از جریان اصلاحات و افزایش سبعیت رژیم در برخورد با فعالان دانشجویی موجب شد که جنبش دانشجویی به اصلاح ناپذیر بودن جمهوری اسلامی باور بیشتری پیدا کرده و در تبیین و ترسیم اهداف خود بار دیگر دست به تجدیدنظر اساسی بزند.

در یک دهه اخیر حرکت جنبش دانشجویی ایران، سمت و سویی کاملاً متفاوت از گذشته به خود گرفته است. دیگر نه از ایدئولوژی های دهه 40 و 50 خبری هست و نه از اصلاح طلبی دهه 70. افزایش فشار بر دانشجویان، پادگانی کردن دانشگاه ها و جو پلیسی حاکم بر جامعه، ناتوانی اصلاح طلبان در همراهی با خواست های ملت ایران، و هزینه های سنگینی که در طول سالیان اخیر بر جنبش دانشجویی ایران تحمیل گردیده، همه و همه نتیجه ای به جز افزایش تعارض و شکاف میان دانشگاه و جناح های سیاسی حاکم بر کشور نداشته است. تیرماه 1378 آغازی بود بر فصل جدیدی از مبارزات جنبش دانشجویی که به جرأت می توان گفت هیچگاه تا این میزان از بلوغ و خودآگاهی برخوردار نبوده است. از آن زمان تاکنون فضای دانشگاه همواره ملتهب بوده و در مواقع لزوم، بدون توجه به همراهی یا عدم همراهی جامعه، به تنهایی در راه صیانت از حقوق ملت ایران گام برداشته است. اگر در تیرماه 1378 ترس و وحشت، خیل عظیمی از جامعه را به سکوت وادار کرد و از همراهی با دانشجویان بازداشت، در خردادماه 1388 حرکت جنبش دانشجویی با پشتوانه حضور میلیونی مردم تهران و شهرهای مختلف ایران همراه بود. در نیمه شب 24 خردادماه، تاریخ دوباره تکرار شد و باز هم عوامل سرکوبگر نظامی و شبه نظامی با هجوم به خوابگاه کوی دانشگاه جنایتی هولناک تر از 18 تیرماه 88 آفریدند. جنایتی که بنا به روایات مختلف، دست کم 5 تا 7 کشته برجای گذاشت و صدها دانشجوی معترض بازداشت و تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفتند. در روز 18 تیر 1388 بسیاری از مردم با حضور در خیابان ها سالروز فاجعه کوی دانشگاه را گرامی داشتند. اغلب بازداشتی های این روز به زندان کهریزک منتقل شدند و فجایعی در این زندان به بار آمد که همگان به اندازه کافی در آن مورد خوانده و شنیده اند. امیر جوادی فر، محمد کامرانی و محسن روح الامینی از جمله قربانیانی بودند که به جرم شرکت در تظاهرات 18 تیر بازداشت و روانه کهریزک شدند. در یک سال گذشته هم، دانشگاه ها به عنوان نبض تپنده جامعه رسالت خود را به خوبی انجام داده اند، بویژه در چند ماه اخیر که حضور مردم در خیابان ها نسبت به گذشته کمرنگ تر شده است. کمتر هفته ای را می توان سراغ گرفت که در آن شاهد یک یا چند تجمع اعتراض آمیز دانشجویی نبوده ایم. دانشگاه با وجود فشارهای شدید حاکمیت، دستگیری های گسترده فعالان دانشجویی و احکام سنگین و طویل المدت برای آنان، همچنان بیدار است و به مبارزه تاریخی خود ادامه می دهد.

اکنون در حساس ترین برهه از مبارزات ملت ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی، همبستگی مردم با جنبش دانشجویی ضروری و بایسته می نماید. تجربیات یک دهه اخیر به ما ثابت کرده که هرگاه این اتحاد و همبستگی میان دانشجویان و سایر اقشار جامعه شکل گرفته، توانسته ضربات سهمگینی بر پیکره استبداد وارد سازد و هر زمان که این پیوستگی و انسجام به هر دلیل دچار گسست گردیده، شاهد افزایش سرکوب و اختناق در سطح جامعه بوده ایم. بنابراین در شرایط کنونی بهترین راه حمایت از دانشجویان و همراهی با شعارها و خواستهای آنان است که جدا از شعار و خواست مردم ایران نیست. و اگر قرار باشد یک روز در سال بیش از هر زمان دیگر لرزه بر اندام حاکمیت جمهوری اسلامی و رهبری آن بیفتد، بی تردید آن روز 18 تیرماه است. پس با حضور خود بار دیگر لرزه بر اندام حاکمیت جور و استبداد بیفکنیم.

حماسه 18 تیر دیگری در راه است...

پاینده ایران


لینک نوشته در تارنمای پارس دیلی نیوز: http://parsdailynews.com/67246.htm